سهم من از این همه برو بیا صبوری…!!
آخه کی نوبت من میشه برم به سوریه…!!
سینه ام تنگ و دلم تنگ و پریشان حالم…!!
هرچه میکشم همش از این فراق و دوری…!!
فدالک زینب..!!
یا مهدی..!
منبع: به قلم این بنده حقیر.
|
سهم من از این همه برو بیا صبوری…!! آخه کی نوبت من میشه برم به سوریه…!! سینه ام تنگ و دلم تنگ و پریشان حالم…!! هرچه میکشم همش از این فراق و دوری…!! فدالک زینب..!! یا مهدی..!
منبع: به قلم این بنده حقیر. عبادت به نشتن بر سر سجاده و راز و نیاز ،بدون داشتن ذره ای معرفت به پروردگار عالم به دست نمی آید…!! بلکه عبادت یعنی نشکستن دل آدم هایی که بی ادءا در کنار شما زندگی می کنند….!! و چه کار هایی برای خوشحال شدن شما انجام نمی دهند….!! اما شما…… یا مهدی…! منبع: به قلم این بنده حقیر. من امروز به یکی از جواب های قطعی رسیدم برای داشتن حجاب(چادر) در اجتماع و بین مردم. وقتی من در اجتماع چادر داشته باشم آبرو و حیاء زن جامع خود را حفظ کرده ام…!! یعنی زندگی زنی را حفظ کرده ام که در زندگیش آرامش وجود دارد و با یک بی احتیاطی من امکان دارد دل شوهر او را بلرزانم او را به پای میز دادگاه بکشانه تا با دست خود طلاق دهد زینی را که من موجب این جدایی هستم. پس ای خانم جوان و زیبا بدان: که حفظ کردن زیباییم توسط حجاب که تو به آن سختی و حجاب میگوی نه تنها به درد خودم میخوردو نیاز شهوت مردان را تامین نمیکند بلکه من با این کارم زندگی تو را حفظ کردهام تا تو فرزندانت بی سرپرست نشوید. پس خواهر و برادرانم توجه کنید به پوشش خود در جامع و اجتماع که اگر این چنین نباشد تیر شیطان به قلب و روح و به خصوصبه خانواده ی شما اثابت کرد…!! که وای بر آن روز…!! یا مهدی( عج)… منبع:به قلم این بنده حقیر.
آرزو دارم در آخرت چه بنده خوبی هستم یا که بد…!! فقط… فقط….. ببینم روی آن پیا مبری را که حتی یک بار هم زباتش به نفرین امتش باز نشد و از خداوند برای خاندانش طلب عفو ومغفرت خواست…!! آخر ای رسول خدا… تا چه حد کمالات وخوبی… تا چه حد خضوع و خشوع… پس پروردگارت چه زیباست که موجودی به این زیبایی را آفریده….!! و چه زیباست سجده کردن بر خدای عالمیان…!! یا مهدی…!! منبع:به قلم این بنده حقیر... علامه طباطبایی( رحمت الله علیبه) یکی از فرزندان علامه طباطبایی نقل می کند:"از خدا می خواستیم پدر چیزی از ما قبول کند. گاهی بسته ای اسکناس را خدمت او می گذاشتیم با اصرار حتی پنج ریال هم بر نمی داشت.پول هدیه هم قبول نمی کرد و با همان مقدار که داشت زندگی ساده اش را می گذراند..” منبع:کتابچه ماهنامه فرهنگی، تربیتی و اجتماعی خانواده شاد/ص48
|
آخرین نظرات